
آخ رقیه که برهنه میدوید
به سوی خیمه عباس
تا که مویش کشیدن
گفت آه غیرت الله عباس

من مجنون نام زیبای تو ام
من رسوای عشق شیدای توام
جوانی خود نذر تو میکنم
من کلب سرای سقای توام

گریه کرده ام بی تو خیلی من
شمر بی حیا زد سیلی ب من
شیشه ی قلب منو زدن به الماس
باز پچیده تو دلم بوی گل یاس
پس کجا مونده عموم حضرت عباس
